تبلیغات
دلواره - به بهانه ی روز معلم
جمعه 12 اردیبهشت 1393

به بهانه ی روز معلم

   نوشته شده توسط: فخرالسادات خامسی هامانه    


صدای ناز می آید،

صدای کودک پرواز می آید،

صدای رد پای کوچه های عشق پیدا شد.

…معلم در کلاس در س حاضر شد ،

یکی از بچه ها از قلب خود فریاد زد برپا ،

همه برپا ،

چه برپایی شد آن برپا،

معلم نشئتی دارد ،

معلم علم را در قلب می کارد،

معلم گفته ها دارد،

یکی از بچه های آن کلاس درس گفتا بچه ها برجا .


معلم گفت فرزندم بفرما،

جان من ، بنشین ،

چه درسی ؟ فارسی داریم؟

کتاب فارسی بردار، آب و آب را دیگر نمی خوانیم ،

بزن یک صفحه از این زندگانی را.

ورق ها یک به یک رو شد.

معلم گفت فرزندم ببین بابا،

بخوان بابا،

بدان بابا،

عزیزم این یکی بابا، پسر جان آن یکی بابا، همه صفحه پر از بابا

ندارد فرق این بابا و آن بابا ،

بگو آب و بگو بابا ، بگو نان بگو بابا

اگر بخشش کنی با میشود با ، با

اگر نصفش کنی با می شود با ، با

تمام بچه ها ساکت ،

نفس ها ، حبس در سینه ،

به قلبی همچو آئینه .

یکی از بچه های کوچه بن بست ،

که میزش جای آخر هست و همچون نی فقط نا داشت ،

به قلبش یک معما داشت ،

سئوال از درس بابا داشت.

نگاهش سوخته از درد ،

لبانش زرد ،

ندارد گوئیا هم درد

، فقط نا داشت.


به انگشت اشاره او سئوال از درس بابا داشت ،

سئوال از درس بابای زمان دارد

تو گوئی درس های بر زبان دارد

صدای کودک اندیشه می آید،

صدای بیستون ،

فرهاد ، یا شیرین ،

صدای تیشه می آید ،

صدای شیرها ، از بیشه می آید .


معلم گفت فرزندم سئوالت چیست ؟؟

بگفتا آن پسر : آقا اجازه ،

اینکی بابا و آن بابا ، یکی هستند ؟؟


معلم گفت آری جان من ، بابا همان بابا ست .

پسر آهی کشید و اشک او در چشم پیدا شد .


معلم گفت : فرزندم بیا اینجا چرا اشکت روان گشته ؟

پسر با بغض گفت : این درس را دیگر نمی خوانم .


معلم گفت : فرزندم چرا جانم مگر این درس سنگین است ؟

پسر با گریه گفت این درس رنگین است دوتا بابا ،

یکی بابا ،

تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟؟؟


چرا بابای من نالان و غمگین است ولی بابای آرش شاد و خوش حال است ؟؟؟

تو میگوی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟؟؟

چرا بابای آرش میوه از بازار میگیرد ؟؟؟

چرا فرزند خود را سخت در آغوش میگیرد ؟؟؟

ولی بابای من هر دم ذغال از کار میگیرد؟؟؟

چرا بابا مرا یک دم به آغوشش نمی گیرد؟؟؟

چرا بابای آرش صورتش قرمز ، ولی بابای من تار است ؟؟؟

چرا بابای آرش بچه هایش را همیشه دوست میدارد ؟؟؟

ولی بابای من شلاق را بر پیکر مادر، به زور و ظلم می کارد ؟؟؟

تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟؟؟

چرا بابا مرا یکدم نمی بوسد ؟؟؟

چرا بابای من هر روز میپوسد ؟؟؟

چرا در خانه آرش گل و زیتون فراوان است ، ولی در خانه ما اشک و خون دل به جریانست ؟؟؟

تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند ؟؟؟

چرا بابای من با زندگی قهر است ؟؟؟


معلم صورتش زرد و لبانش خشک گردیدند ،

بروی گونه اش اشکی ز دل برخواست ،

چو گهر روی دفتر ریخت ،

معلم روی دفتر عشق را می ریخت ،

و یک بابا ز اشک آن معلم پاک شد از دفتر مشقش .

بگفتا دانش آموزان بس است دیگر ، یکی بابا در این درس است و آن بابا دیگر نیست

پاکن را بگیرید ای عزیزانم

یکی پاک کردند و معلم گفت :

جای آن یکی بابا

خدا را در ورق بنویس

و خواند آن روز

خدا بابا

تمام بچه ها گفتند :

خدا بابا


شاعر : پور عباس


cristinboniello.bravesites.com
شنبه 30 اردیبهشت 1396 01:11 ب.ظ
It's in point of fact a nice and helpful piece of info.
I'm satisfied that you just shared this useful info
with us. Please keep us up to date like this. Thanks for sharing.
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 02:49 ق.ظ
Yes! Finally something about BHW.
بهرامی
جمعه 24 مرداد 1393 12:36 ق.ظ
هر روز روز توست....
ای تویی که هر روزِ مرا جرعه ای نوشاندی
هر روزت مبارک
مهشید
سه شنبه 27 خرداد 1393 05:52 ب.ظ
سلام خیلی قشنگ است ولی بعضی از تکه هایش را نمیتوان خواند
مهشید
سه شنبه 27 خرداد 1393 05:52 ب.ظ
سلام خیلی قشنگ است ولی بعضی از تکه هایش را نمیتوان خواند
مهشید
سه شنبه 27 خرداد 1393 05:51 ب.ظ
سلام خیلی قشنگ است ولی بعضی از تکه هایش را نمیتوان خواند
راضیه بلوردی
شنبه 20 اردیبهشت 1393 02:33 ب.ظ
سلام استاد یادتونه دومین بار سر کلاس این شعر رو خوندم خیلی دوستش دارم
فرناز نخعی
جمعه 12 اردیبهشت 1393 07:20 ب.ظ
درود استاد
امیددارم خوب باشین.
شعر خیلی زیبایی بود,روز پیامبران بر شما مبارک
الان داره بارون تند میاد,براتون شادی و عشق و موفقیت آرزو کردم
دوست دارتون :)
شراره
جمعه 12 اردیبهشت 1393 04:50 ب.ظ
مطالب وبلاگت رو خودت نوشتی؟ با اجازت من چندتا مطالبت رو زدم توی وبلاگم . آپم مایل بودی تبادل لینک اتوماتیک هم وبلاگم داره
همه چیز
جمعه 12 اردیبهشت 1393 04:10 ب.ظ

سلام

اگر خدا در دلها جاری باشد تنهایی معنی ندارد

پیش ما هم بیاین خوشحال میشیم
همه چیز
جمعه 12 اردیبهشت 1393 04:09 ب.ظ

سلام

اگر خدا در دلها جاری باشد تنهایی معنی ندارد

پیش ما هم بیاین خوشحال میشیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر