تبلیغات
دلواره - در سالروز دمیدن سپیده دم امید: برای تو اگر بخوانی(دلواره ای از استاد ارجمندم دکتر شفیعی کدکنی )

صبح آمده ست برخیز

بانگ خروس گوید

وین خواب و خستگی را

در شط شب رها کن

مستان نیم شب را

رندان تشنه لب را

بار دگر به فریاد

در کوچه ها صدا کن

خواب دریچه ها را

با نعره ی سنگ بشکن

بار دگر به شادی

دروازه های شب را

رو بر سپیده

وا کن

بانگ خروس گوید

فریاد شوق بفکن

زندان واژه ها را دیوار و باره بشکن

و آواز عاشقان را

مهمان کوچه ها کن

زین بر نسیم بگذار

تا بگذری از این بحر

وز آن دو روزن صبح

در کوچه باغ مستی

باران صبحدم را

بر شاخه ی اقاقی

آیینه ی خدا کن

بنگر جوانه ها را، آن ارجمند ها را

کان تار و پود چرکین

باغ عقیم دیروز

اینک جوانه آورد

بنگر به نسترن ها

بر شانه های دیوار

خواب بنفشگان را

با نغمه ای در آمیز

و اشراق صبحدم را

در شعر جویباران

از بودن و سرودن

تفسیری آشنا کن

بیداری زمان را

با من بخوان به فریاد

ور مرد خواب و خفتی

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

 


robinsonunyziuztig.sosblogs.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 05:02 ق.ظ
Simply want to say your article is as surprising. The clearness for your submit is simply nice
and i could think you are an expert on this subject.

Well along with your permission allow me to take hold of
your RSS feed to keep updated with drawing close post.

Thanks a million and please continue the rewarding work.
راضیه بلوردی
جمعه 13 تیر 1393 10:39 ق.ظ
بسیارعالی لذت بردم استاد
جمعه 13 تیر 1393 10:38 ق.ظ
بسیار عالی استاد لذت بردم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر